داروسازی یا پول‌سازی؛ آیا شرکت‌های بزرگ داروساز نتایج تحقیقات دانشگاهی را می‌خرند؟

این روزها یکی از بزرگترین مسائل موجود در دنیای پزشکی و داروسازی گره خوردگی منافع مادی مراکز دانشگاهی با کمپانی های بزرگ دارویی است.

شرکت های بزرگ با تقبل هزینه تحقیقات دانشگاهی، محصولات خود را تحت پوشش عباراتی مانند «داروی مبتنی بر تست های واقعی» به بازار عرضه می کنند که نتیجه آن، استفاده مردم از داروهای غیر الزامی و انجام عمل های غیر ضروری است که برای کمپانی سودآور خواهند بود.

بگذارید اندکی بیشتر موضوع را باز کنیم. بخش زیادی از داده های مورد استفاده در داروسازی از مطالعات «همه‌گیر شناسی» به دست می آیند که در آنها، ارتباط رخدادها با هم سنجیده می شود. در چنین مطالعاتی اثبات ارتباط بین دو موضوع کار چندان سختی نیست، اما تشخیص اینکه واقعاً دلیل بروز هر رخداد چه عاملی بوده کار بسیار دشواری است.

 

از همین رو پذیرش نتایج مطالعات همه‌گیر شناسی برای توسعه داروهای جدید، کار بسیاری خطرناکی بوده چرا که در این مطالعات فاکتورهای گمراه کننده بسیاری وجود دارند.

به عنوان مثال در اواخر دهه ۹۰ میلادی، ارتباط بسیار محکمی بین استفاده بانوان از داروهای HRT (جایگزینی هورمون های زنانه) و کاهش بیماری های قلبی کشف شد که تأثیر آن تا ۵۰ درصد عنوان می شد. بر اساس همین مطالعه کلی، پزشکان برای میلیون ها زن میانسال و مسن در سراسر جهان داروهای HRT تجویز کردند.

داروهای جایگزینی هورمونی در دهه ۹۰ منجر به بروز سرطان سینه در بسیاری از زنان شد

اما ۱۰ سال پس از آغاز فرآیند مذکور و انجام پژوهش روی افرادی که داروهای HRT را به صورت منظم مصرف کرده بودند، مشخص شد که این داروها هیچ تأثیری بر کاهش بیماری های قلبی نداشته اند و در اصل زنانی که به عنوان مرجع مطالعات قبلی مورد پژوهش قرار گرفته بودند، در کل وضعیت سلامتی مناسبی داشتند. البته تحقیقات بیشتر روی دیگری از ماجرا را هم نشان داد: داروهای HRT منجر به بروز سرطان سینه در زنان شده بودند.

 

بر اساس داده های موجود از دهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی، همزمان با افزایش تجویز داروهای HRT، سرطان سینه هم در میان بانوان رشد پیدا کرد و سپس در سال های ۲۰۰۰ به بعد و با کاهش تجویز داروهای HRT، نرخ ابتلا به سرطان سینه نیز ۶٫۷ درصد کمتر شد. تقریباً هیچ دارویی چنین تأثیر کاهشی روی سرطان سینه نداشته و جامعه پزشکی به این نتیجه رسید که دلیل افزایش نرخ ابتلا به سرطان، گسترش استفاده از داروهای HRT بوده است.

بدترین بخش ماجرا هم آنجاست که در اصل پزشکان با تجویز دارو بر اساس مطالعات نه چندان دقیق و صد البته تشویق کمپانی های داروسازی (که سود سرشاری در انتظارشان بود) زمینه ابتلای تعداد زیادی از بیماران را به سرطان فراهم کردند.

هرچند نباید تمام تقصیر را هم به دوش شرکت های داروسازی انداخت؛ چرا که وظیفه اصلی هر کمپانی افزایش درآمد و در نهایت ارائه سود بیشتر به سهامداران است، نه محافظت از سلامت جوامع.

مشکل از آنجایی ناشی می شود که منافع پزشکان و مهم تر از همه دانشگاه ها (که وظیفه اصلی ارتقاء سلامت انسان ها را بر عهده دارند) با شرکت های داروسازی گره خورده و به همین خاطر نشر مقالات و نتایجی که با منافع تأمین کننده مالی پروژه ها در تضاد باشد، عملاً برایشان ممکن نیست.

داروسازی

 

یکی از موارد اخیر درباره استفاده از روش های ناکارآمد توسط پزشکان، با گزارش مجله نیویورک تایمز مورد توجه همگان قرار گرفت که طی آن به تأثیر نه چندان زیاد استفاده از تخلیه کاتتری (یک لوله نازک) برای کنترل فیبریلاسیون دهلیزی (نوعی نارسایی قلبی) اشاره شده؛ درمانی که نیاز به جراحی قلب داشته و هزینه زیادی را روی دست بیمار می گذارد.

اما چه راهی برای جلوگیری از چنین اتفاقاتی وجود دارد؟ در اینجا درمان های مبتنی بر شواهد (تست های واقعی) وارد میدان می شوند که با استفاده از مطالعه سوژه های تصادفی، تأثیرگذاری دارو یا عمل مورد استفاده را می سنجند. روش ایده آلی به نظر می رسد، این طور نیست؟

حقیقت این است که خیر، در واقعیت چنین اتفاقی نمی افتد؛ چرا که هزینه تمام پژوهش های اینچنینی هم توسط شرکت های داروسازی پرداخت شده که داده های ورودی به تحقیقات را شدیداً دستکاری می کنند. زمانی هم که داده ها دستکاری شده باشند، نتیجه پژوهش نیز عملاً بی فایده خواهد بود.

شرکت های داروسازی پشت اعتبار دانشگاه ها پنهان می شوند

تصور کنید خبری در نشریات چاپ شده که می گوید: «پژوهشگران دانشگاه هاروارد ثابت کرده اند که داروی XYZ سرطان را درمان می کند.» در چنین شرایطی به احتمال بسیار زیاد به داروی XYZ اطمینان خواهید کرد. اما حالت دیگری را هم تصور کنید که خبر مذکور این گونه منتشر شود: «کمپانی سازنده داروی XYZ ثابت کرده که این دارو سرطان را درمان می کند.» آیا باز هم به داروی مورد اشاره اطمینان خواهید کرد؟

شرکت های داروسازی برای حل مشکل مورد بحث و جلب اعتماد جوامع، راه حل ساده ای پیدا کرده اند: «میلیون ها دلار به دانشگاه های معتبر می پردازیم تا روی داروهای ما تحقیق کنند. اما داده های دستکاری شده در اختیارشان قرار می دهیم تا اثرگذاری داروهایمان را تأیید کنند. سپس ادعا می کنیم تأثیر داروی ما توسط پژوهشگران دانشگاه های معتبر (مانند هاروارد) تأیید شده است.»

داروسازی

 

معامله شرکت های داروسازی برد-برد-برد است! آنها شواهد و مستندات معتبر برای تأیید داروی تولیدی خود را به دست آورده و سود سرشاری به جیب می زنند. دانشگاه میلیون ها دلار دریافت کرده و از این درآمد هنگفت کاملاً راضی است. پژوهشگران پروژه هم علاوه بر دریافت مبالغ کلان، رزومه کاری خود را تقویت کرده و در تأیید یک داروی انقلابی شرکت داشته اند.

در این بین تنها گروهی که ضرر می کنند، بیمارانی هستند که پول عزیز خود را صرف داروهای بی تأثیر و در بعضی موارد خطرناک کرده اند و حتی ممکن است به دلیل عدم درمان مناسب، جان خود را از دست بدهند؛ موضوعی که برای صاحبان شرکت های داروسازی اهمیت چندانی ندارد.

نیویورک تایمز در گزارش دیگری پرونده تعطیلی پژوهشی با ارزش ۱۰۰ میلیون دلار توسط مؤسسه ملی سلامت آمریکا (بالاترین نهاد دولتی سلامت ایالات متحده) را مورد بررسی قرار داده. تحقیقی که قرار بود به پرسش «آیا مصرف الکل به صورت مداوم اما متوسط، برای سلامتی سودمند است؟» پاسخ دهد.

آیا مصرف الکل به صورت مداوم اما متوسط، برای سلامتی سودمند است؟

سوال مورد اشاره از اهمیت بالایی برخوردار است، چرا که اکثر مطالعات همه‌گیر شناسی نتیجه مثبتی در این باره دارند. اما چنین مطالعاتی بیشتر جنبه نظری داشته و مؤسسه ملی سلامت آمریکا به دنبال پاسخ عملی بود. به همین خاطر پروژه را به دانشگاه هاروارد سپرد اما در کمال تعجب، دانشگاه هاروارد بودجه خود را از پنج شرکت مشهور در صنعت نوشیدنی های الکلی دریافت کرد.

دریافت میلیون ها دلار توسط هاروارد و به دنبال آن پژوهشگران پروژه، نتایج نهایی را تحت شعاع قرار می داد چرا که مسلماً محققان داده های مخالف با منافع تأمین کنندگان مالی خود را منتشر نمی کردند. به همین دلیل هم مؤسسه ملی سلامت پژوهش مورد بحث را لغو کرد.

داروسازی

 

مورد مشابهی در صنعت نوشیدنی های شیرین شده با شکر (SSB) وجود دارد. آزمایشاتی که ارتباط نوشیدنی های شیرین شده با شکر و چاقی را مطالعه کرده اند، منجر به انتشار ۶۰ مقاله در این حوزه شده اند.

در این بین ۲۶ مقاله به عدم ارتباط مستقیم بین استفاده از شکر در نوشیدنی ها و چاقی اشاره کرده اند و ۳۴ مورد نیز شکر را عامل اصلی چاقی ذکر نموده اند. نتایج نزدیک به هم هستند، خصوصاً اگر ماجرای تأمین مالی پژوهش ها توسط شرکت های بزرگ را فراموش کنیم. اما اگر به منبع بودجه تحقیقات نگاهی بیندازیم چه خواهیم یافت؟

بر اساس اطلاعات موجود، ۲۵ مورد از ۲۶ مورد مقاله ای که ارتباط شکر و چاقی را رد کرده بودند، توسط شرکت های فعال در صنعت شکر و شیرین کننده های شکری تأمین مالی شده بودند! از سوی دیگر بین ۳۴ مقاله ای که شکر را عامل چاقی دانسته بودند، تنها ۱ مورد توسط صنعت شکر مورد تأمین مالی قرار گرفته بود.

در واقع نتایج “علمی” پژوهش ها رسماً با توجه به منبع پرداخت کننده پول به دست آمده اند؛ اساتید دانشگاه و پزشکانی که در پژوهش های مربوطه مشارکت داشتند، عملاً نظر علمی خود را به بالاترین رقم پیشنهادی فروخته بودند.

بعضی از اساتید دانشگاه ها و پزشکان نظر علمی خود را به بالاترین رقم پیشنهادی می فروشند

یکی از این اساتید، دکتر جان سیون‌پایپر از دانشگاه تورنتو کاناداست که معمولاً در تبلیغات شرکت های مختلف حضور یافته و طوری القا می کند که شکر برای سلامتی مفید است. اما اخیراً مشخص شده که پایپر و گروهش میلیون ها دلار برای ارائه چنین نظری دریافت کرده اند. به هرحال جمله «تیم تحقیقاتی دکتر پایپر از دانشگاه تورنتو معتقد است شکر برای سلامتی ضرری ندارد» تأثیرگذاری بیشتری نسبت به «شرکت کوکاکولا معتقد است شکر برای سلامتی ضرر ندارد» خواهد داشت.

داروسازی

 

صنعت داروسازی نیز داستان مشابهی دارد. در ۲۰ سال اخیر داروهای گروه استاتین به عنوان یکی از پرسودترین گروه های دارویی، توسط پزشکان بسیاری برای جلوگیری و کنترل بیماری های قلبی تجویز شده اند و از این طریق میلیون ها دلار سود را نصیب کمپانی های دارویی کرده اند. جالب اینجاست که پژوهش های بسیاری هم در تأیید اثرگذاری این داروها منتشر شده.

در این بین تنها یک پژوهش تحت عنوان «ALLHAT» وجود دارد که توسط شرکت های داروسازی تأمین مالی نشده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند که با بررسی ۱۰ هزار بیمار مصرف کننده استاتین، هیچ ارتباطی بین استفاده از این گروه دارویی و کاهش علائم بیماری های قلبی مشاهده نشده است.

تحقیقات مستقل معمولاً نظری مخالف شرکت های داروسازی دارند

پژوهش مذکور در میان چندین مقاله و تحقیق پشتیبانی شده توسط شرکت های دارویی به فراموشی سپرده شده و حتی این کمپانی ها تا جایی از محصولات خود طرفداری می کنند که گویی مصرف داروهای گروه استاتین، برای بدن ضروری بوده و این داروها باید ویتامین «S» خوانده شوند! به هر حال تمام پژوهش ها نشان می دهند که استفاده از استاتین ها برای نجات جان انسان ها ضروریست؛ به جز تنها تحقیق مستقل موجود که چنین ادعایی را رد می کند.

داروسازی

 

اما گره خوردگی منافع پژوهشگران و کمپانی های داروسازی تنها یک مسئله مالی نیست؛ این موضوع به قیمت جان انسان ها تمام می شود. به عنوان مثال در دهه ۹۰ میلادی بحران اپیوئید (مشتقات تریاک) در آمریکا بین ۵۰ تا ۷۰ هزار قربانی گرفت.

ماجرا از این قرار بود که شرکت های داروسازی با اعمال نفوذ و پرداخت مبالغ کلان به محققان و پزشکان، تبلیغ و تجویز داروهای حاوی اپیوئید را رواج دادند که این موضوع به اعتیاد عده زیادی از بیماران و شیوع مرگ بر اثر اوردوز در میان آنها انجامید.

راه حل نهایی جدا کردن مسیر مراکز تحقیقاتی از کمپانی های داروسازی است

راه حل نهایی برای جلوگیری از چنین اتفاقاتی، جدا کردن مسیر مراکز تحقیقاتی از کمپانی های داروسازی است. یعنی پژوهشگری که برای دانشگاه هاروارد کار می کند، حق دریافت هیچ مبلغی از هیچ شرکتی نداشته باشد و در صورت انجام چنین کاری، مجرم شناخته شود. جالب است بدانید که چنین قوانینی برای سایر رشته های علمی و به منظور جلوگیری از سو استفاده شرکت ها از اعتبار دانشگاه ها پیش بینی شده، اما در زمینه داروسازی دریافت مبالغ هنگفت از کمپانی های بزرگ به امری عادی تبدیل شده است.

با این تفسیر شاید عده ای مدعی شوند که وضع چنین قوانینی منجر به توقف بسیاری از پژوهش های علمی در حوزه داروسازی خواهد شد. در جواب این افراد باید گفت تحقیقی که برای سلامتی جوامع مفید نیست، همان بهتر که انجام نشود؛ چرا که یک تحقیق انجام نشده از یک تحقیق دستکاری شده بی خطر خواهد بود.

 

 

منبع : DIGIATO

Print Friendly

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شمارنده